
امروز از اون روزهاست که نیاز دارم بنویسم.البته اگر چیز دندونگیری برای خوندن پیدا میکردم هم اوکی بود و سرم را با خوندن گرم میکردم اما فعلا چیزی ندارم.من ایام نوجوونی دفتر خاطرات مینوشتم. مفصل و زیاد. دو سه تایی سررسید پر از نوشته دارم. شاید چون همصحبت نداشتم. با پدر و مادرم صمیمی نبودم, دوست همفاز نداشتم و خواهر و برادرم هم فاصله سنیشون باهام خیلی زیاد بود.الان هنوز هم همینطوره. البته رابطهام با پدر و مادرم یک کمی بهبود پیدا کرده و باهاشون خیلی حرف میزنم. اما باز هم اون مکنونات عمیق قلبیام را نم...
ادامه مطلب
چند روزیه (اگه بخوام دقیق بگم دو هفته!) که دارم سعی می کنم سالم تر غذا بخورم. تمام تلاشم توی این مدت این بوده که شکر و قند مصنوعی را تا جایی که می شه محدود کنم و در عین حال یه کمی حجم غذام رو کم کنم. خوب توی این مدت کم که هنوز تإثیر قابل توجهی از لحاظ کاهش وزن ندیدم اما به قطع و یقین می تونم بگم که میزان قند و شکر و کیک و شیرینی و کلا خوشمزه جاتی که مصرف می کنیم ارتباط کاملا مستقیم با میزان سورتونین خونمون داره! آقا توی این مدت چنان اخلاقی من به هم زدم که بیاxa0 و ببین! خدا نصیب گرگ بیابون نکنه ...
ادامه مطلب